السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

493

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

خانوادهء دختر نيز داود را بر اوريا ترجيح دادند و خداوند داود را به سبب زياده‌خواهى دربارهء دنيا مؤاخذه كرد . گروهى مىگويند كه هنگامى كه اوريا در جنگ كشته شد داود براى او همچون شهادت ديگر فرماندهان سپاهش اندوهگين نشد ؛ چرا كه آرزو داشت با همسرش ازدواج كند . به همين سبب دو فرشته بر او فرود آمدند و او را سرزنش كردند . عده‌اى نيز گفته‌اند كه در روزگار داود اگر مردى از دنيا مىرفت خانوادهء مرد ، اختيار عروس خود را داشتند و اگر آنان اجازه مىدادند او مىتوانست با كسى ازدواج كند . هنگامى كه اوريا در جنگ كشته شد داود از همسرش خواستگارى كرد و خانوادهء اوريا به دليل هيبت و شوكت داود ، عروس خويش را به ازدواج او در آوردند . برخى از دانشمندان نيز گفته‌اند كه داود در محرابش عبادت مىكرد كه ناگهان مرد و زنى براى دادرسى نزد او آمدند . داود براى قضاوتش ناچار شد در چهرهء آن زن بنگرد و نفسش به او تمايل پيدا كرد . او شتابان قضاوت را پايان داد ولى هنگامى كه به محرابش بازگشت تا عبادت كند فكر آن زن او را به خود مشغول كرد و نگذاشت كه داود نافله‌هايش را باتوجه كامل به جا آورد . « 1 » عده‌اى نيز گفته‌اند كه داود به سبب شتاب در قضاوت و نخواستن بينه از مدّعى و گوش ندادن به سخنان دو طرف دعوى مورد سرزنش قرار گرفت . روايت شده است كه گروهى از دشمنان داود مىخواستند او را بكشند . هنگامى كه داود در محرابش عبادت مىكرد آنان به سوى داود رفتند و چون از بالاى ديوار ، اتاق داود را نگاه كردند فرشتگان بسيارى را ديدند كه از داود نگهبانى مىكردند . داود متوجه حضور آنان شد و آنان ناچار شدند كه نزد داود بروند و به دروغ بگويند كه با همديگر اختلاف دارند و براى قضاوت نزد او آمده‌اند .

--> ( 1 ) . مجمع البيان ج 4 ص 735 و ص 736 .